خرید بک لینک

زشتی ها

اعدام شدند

به طناب زیبایی

فردا

اسطوره می شوند

در کتاب زیبایی

کدام چوب

صداقتش را خورد

زشتی یا ....!؟

" نیره "

با ویرایشی از استاد بزرگوارم

پ.ن

قهرمان جنگ نوشت جنگ نازیباست

ولی چرا بازماندگان گفتند قهرمانی او زیباست؟!

نویسنده نیره در تاريخ سه شنبه نهم آذر ۱۳۹۵ ساعت 11:5،

برچسب: نویسنده: حمید رضایی تاريخ: يکشنبه 22 مرداد 1396 ساعت: 6:01

دلم خورشید می خواهد

خورشیدی راستین

نه آن که در خلوت خود

کسوفی بسازد

یا شب هنگام

ماه را جایگزین کند

فردا نشانه ایست از من

تبسم خورشید

لابه لای گریه های پنهان

نشان من کجاست

ای خواب رفتگان

بیداریتان به تاراج رفت

" نیره "

نویسنده نیره در تاريخ پنجشنبه یازدهم آذر ۱۳۹۵ ساعت 11:2،

برچسب: نویسنده: حمید رضایی تاريخ: يکشنبه 22 مرداد 1396 ساعت: 6:01

کابوس رنج و اسارت و بردگی گذشت داد قصه و بیداد زندگی گذشت آوای زندگی در تلاطم فصل خزان تاب نیاورد و از مرز سادگی گذشت خواب بودم و چشم افلاکیان به روی خاک داستان سجده ها از حدِ بندگی گذشت ساحل عمر به روی چهره ی آدمیان پرده ها کشید و اسرار مُردگی گذشت باز شد هزاران زنجیر در خاک بی نشان آخرش

برچسب: نویسنده: حمید رضایی تاريخ: يکشنبه 22 مرداد 1396 ساعت: 6:01

شانه های من لرزید با خیال یک یاد

چه می کشد درخت بید از اسرار باد

مجنونِ لیلا تک درختی شد

سایه ای ساخت با پلک هایش

سالهاست

درمسیر باد

می لرزد

نویسنده نیره در تاريخ پنجشنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۹۵ ساعت 11:0،

برچسب: نویسنده: حمید رضایی تاريخ: يکشنبه 22 مرداد 1396 ساعت: 6:01

ملتی که توانست شهرآیینی و فرهنگ بزرگ دشت پهناور دو شاه رود را بپذیرد و ازآن خویش سازد، ملتی که پس از فتح مقدونیه زیر رخنه نیرومند غربی قرار گرفت و تا اندازه زیاد درتمدن خارجی دست و پا زد و با این همه حمله های بعدی : تازی ، ترک و مغول نه تنها توانست نیروی ادامه زندگی خویش را نگه دارد بلکه همچنین توا

برچسب: نویسنده: حمید رضایی تاريخ: يکشنبه 22 مرداد 1396 ساعت: 6:01

ملتی که توانست شهرآیینی و فرهنگ بزرگ دشت پهناور دو شاه رود را بپذیرد و ازآن خویش سازد، ملتی که پس از فتح مقدونیه زیر رخنه نیرومند غربی قرار گرفت و تا اندازه زیاد درتمدن خارجی دست و پا زد و با این همه حمله های بعدی : تازی ، ترک و مغول نه تنها توانست نیروی ادامه زندگی خویش را نگه دارد بلکه همچنین توا

برچسب: نویسنده: حمید رضایی تاريخ: يکشنبه 22 مرداد 1396 ساعت: 6:01

به پیش روی من ، تا چشم یاری می کند , دریاست ! چراغ ساحل آسودگی ها در افق پیداست ! درین ساحل که من افتاده ام خاموش غمم دریا ، دلم تنهاست وجودم بسته در زنجیر خونین تعلق هاست ! خروش موج، با من می کند نجوا ، که : هر کس دل به دریا زد رهایی یافت ! که هر کس دل به دریا زد رهایی یا

برچسب: نویسنده: حمید رضایی تاريخ: يکشنبه 22 مرداد 1396 ساعت: 6:01

صفحه بندی